مقاله/نقد‌ › بانو آئویی یک نمایش نو مدرن
۲۳ مهر ۱۳۹۸

نقل جمله ی کوتاهی از "پل کلودل" نمایشنامه نویس و شاعر فرانسوی بهترین و موجزترین آغاز برای توصیف نمایش پیچیده و پر رمز و راز نو است:
"درام چیزی است که به وقوع می پیوندد و نو کسی است که به وقوع می پیوندد"
در هنر "نو" همه چیز که البته شامل شیوه دار کردن حرکات, دکور, موسیقی یکنواخت و سحرانگیز آن نیز می شود در اقدامی منحصر به فرد یعنی ورود ماوراءالطبیعه ای ملموس و عینی شده و در عین حال دست نیافتنی, سهیم می شوند.
تماشاگر در حالی که توسط افسون صداهای ساختگی و حرکات مجذوب کننده مسحور شده است با موجوداتی نامرئی که به طور ناگهانی ظاهر شده اند مواجه می شوند و بدین سان از عصر خود و از فضای اطراف خود فراتر می رود و به هدف غایی نمایش نو "یوگن" یعنی جذبه ی پنهانی که زیر ظاهر میگذرد دست می یابد.
شخصیت و بازیگر اصلی "شیته" نام دارد که خود به معنای رقصنده و فاعل است.
او اغلب یک روح است و در دو مرحله و با دو صورتک متفاوت وارد صحنه می شود.
نمایشنامه ی بانو آئویی نوشته ی یوکیو میشیما اقتباس مدرنی است از "آئویی نویو" یک نمایشنامه ی کهن قرن چهاردهم م منسوب به "ز آمی" بنیان گذار نمایش سنتی "نو" که شکل نهایی آن را در قرن پانزدهم به تثبیت رسانید.
این نمایشنامه ی نو خود برگرفته از دو فصل کتاب افسانه های هزاران ساله ی نقل شده از شاهزاده گنجی است؛ که در یوگائو "محبوبه ی شب" و  آئویی " یاس بنفش" رگه های اصلی مضامین آن یعنی طغیان روح حسادت، عشق و مرگ دیده می شود.
هم چنان که در نمایشنامه ی مشهور دیگر نو دوجوجی که نام یک معبد است.
زن دلباخته ی یک راهب می شود و راهب به قصد زیارت می رود که بازگردد و باز نمی گردد و به راه خود می رود و زن عاشق را رها شده در انتظاری طولانی باقی می گذارد.
زن در مراسم افتتاح ناقوس جدید معبد به شکل رقاصه ی معبد خود را به آنجا می رساند؛ راهبان, مرد را برای محافظت از گزند انتقام زن به زیر ناقوس پنهان می کنند؛ اما میبینیم که روح خشم و غضب و انتقام زن به شکل ماری به دور ناقوس چمبره میزند و نیروی کشنده آن مرد را می خشکاند و صبح که ناقوس را بلند می کنند, مرد مرده است.
میشیما ده نمایشنامه ی "نو"ی سنتی را در فاصله ی سال های (م 1962_1950) مدرنیزه کرده است و آنها را "نو"ی مدرن نامیده است. میشیما به گونه ای شگفت انگیز جوهره ی معنوی و روحانی بدون مرز و بدون زمان موجود در این نمایشنامه های جهان کهن را بیرون کشیده و تا زمان ما استمرار داده است.
مفهومی جهانی که میخواهد بگوید: احساسات و خصوصیات پایدار بشری چه در زمان زندگی انسان و چه پس از مرگش او را جان می بخشند و حتی اگر جسم بمیرد روح این ویژگی های انسانی باقی می ماند.
چنان که روح عشق, حسادت و خشم و انتقام روکوجو در نمایش بانو آئویی تجسم می یابد و کابوس هرشب رقیب خود, آئویی خفته در بستر می شود و او را به ورطه ی هلاک می کشاند.

دکتر سهیلا نجم