مقاله/نقد‌ › «خط زرد، نوار مرزی»، نوشته ای بر نمایش «از خط زرد فاصله بگیرید»
۱۱ شهريور ۱۳۹۷

هرروز دارد زیر گوشمان اتفاق می افتد بارها جایی ایستادیم که کسی آخرین لحظات زندگی اش را مزه مزه کرده است. بارها کنار کسی ایستادیم یا نشستیم یا حتی حرف زدیم که به نقشه ی خودکشی اش فکر می کرده است

بارها قصه ی آدم‌هایی که از دنیا آنقدر دلزده می شوند که دیگر ماندن در آن را نمی‌خواهند شنیده ایم اما این روایتی ست که بارها وبارها هم بشنویم، ببینیم و برصحنه بیاوریم، بازهم برای کشف علل و ادارک آن کافی نیست. واکاوی جهان ذهنی آدم هایی که دریک لحظه، دست به اقدام در نوارِ مرزی مرگ و زندگی می زنند، نیازمند پرداخت های بیشتر و روایت های متعددتری ست که تئاتر، این مجال را فراهم می کند
مترو، و خبرهای رسیده از آن از کسانی که خودشان را زیر چرخهای سرد و آهنی ترن هایش سپرده اند بارها بگوشمان رسیده اما نه درباره اشان چیزی بیشتر ازهمان یک خط ستون حوادث فهمیده ایم و نه دسترسی داشتیم، بدانیم.


رضا رشادت، سوژه ای را ساخته و پرداخته کرده که حرفش را به صراحت می زند و نگاه جمعی را معطوف آن می کند که ” دقیق تر اطرافیان مان را ببینیم”.


از خط زرد فاصله بگیرید”، نه تنها نمایشی مستندست که گزارش گونه اطلاعات وقایعی را با موضوع کلی خودکشی درمترو در اختیار تماشاگر قرار می دهد تا با تکیه بر استدلال عقلی و تحلیل هایِ منطق فکری او را درجریان فضایی قرار دهد که با اینکه بارها در آن مکان بوده، برداشت های دیگری را نیز ببیند، بلکه اجرایی ست که قصد دارد به احساس و اندیشه ی انسانی، نفوذ کند، هشدار بدهد و بیماریِ واگیرِ “بی تفاوتی “را نهیب بزند، و دست مخاطبش را بگیرد و با همنوعش روبرو کند که درچه ورطه ای قرار می گیرد که قید زندگی را می زند. نقابِ تلخِ بی تفاوتی را کنار بگذارد و ازاین پس به احوالات دیگران، بیشتر اهمیت و توجه کند .
فرم روایی نمایش، روند جذابی دارد و فاصله گذاری هایِ بجایی، که بتواند مهلتی برای درک و ته نشین شدن هر گزارش، و مواجهه با سوژه هارا در مخاطب مهیا کند. رویدادهایی که منحصر به یک اسم یا یک هویت نیست، ومی تواند نام هزاران فردی که حداقل یکبار به فکر خودکشی بوده اند، باشد


استفاده از صندلی های انتظار، مسیرهای خطوط خط کشی کف صحنه، رفت و آمدهای پرشتابی که درمیان جمعیت دست یک نفر را می گیرد و به مرز خط زرد پرتاب می کند، از ایده های موفقِ اجراست.


این ها، همان افراد قربانی هستند که جامعه آنان را به آنسوی خط زرد پرتاب می کند.


همان هایی که تنها، یک توجه، یک امید، و یک انگیزه، شاید سبب می شد از خط زرد فاصله بگیرند .

در این بین اگرچه به نظر می رسد متن و فرم تئاتر مستند می بایست عاری از هرنوع موضع گیری نویسنده یا کارگردان به جریان باشد اما تاثیر شخصی ایشان در بازنمایی وقایع و گزارش‌ها مشهود ست و قضاوت ِمشخصی را ارائه می دهد، اینکه هر کدام از سوژه ها دلایلی برای خودکشی داشته اند مبرهن و مشخص ست اما اینکه اغلب آنها را به یک سری دلایل کلیشه ای تقلیل و محدود کنیم، به نظر می رسد براساس داستان سرایی نویسنده ست ..ترتیب و ترکیب گزارش ها و ایجاد یک خط روایی داستانی، بیش از اندازه متن را به درامی تراژیک نزدیک می کند تا به تئاتری مستند. شاید بهمین دلیل ژانر نمایش شبه مستند ذکر شده که دراین صورت نیز، انتظار وجود لایه های پیچیده تر و عناصر دراماتیک تری، فارغ از ایجاد حس ترحم در تماشاگر، انتظار می رفت.


بازی ها، میزانس ها، نورپردازی و صداسازی محیطی اگرچه خوبند اما در مرز حداقلی طراحی شده اند و جای کار و خلاقیت های بسیاری را خالی گذاشته است که اجرا را از حرفه ای بودن دور نگه می دارد.
بعنوان تماشاگر بارها حضور موسیقیِ موثری را در طول اجرا احساس کردم .که بی شک به انتقال موقعیت،و فضای مورد نظر کمک شایانی می کرد.



از خط زرد فاصله بگیرید”، موضوعی ست که شاید بسیاری ازما فاصله اش را رعایت یا ازخودمان دور بدانیم اما در واقعیت همواره نزدیک ماست و هر لحظه امکان دارد خودمان یا اطرافیان مان از آن عبورکنیم
موثرترین دستاورد این نمایش شاید این باشد که ازاین پس بهتر و بیشتر توجه می کنیم که “چه کسی پایش را روی خط زرد” گذاشته است..شاید بتوانیم کاری بکنیم.

نگارنده: نیلوفر ثانی